تاجران معبد و جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات

 

در گفتار پيشين بيان داشتيم كه جهاني شدن ارتباطات با تكيه صرف به بعد كاركردي ( اقتصادي ) از نقش رهايي بخشي و فرهنگي خويش بازماند و منطق دروني سرمايه داري كه تكيه بر انباشت سرمايه داشت در حوزه ارتباطات هم رخنه كرد و بين فرهنگ هاي به جاي تفاهم و گفتگو ، تضاد و مقابله پديد آمد.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  در واقع ارتباطات ازبعد هنجاري خويش که مي توانست نقش رهايي بخش و تفاهمي ميان ملت ها و فرهنگ ها را بازي كند ، غافل ماند. هنجارها در حوزه ارتباطات ، دستورات و ارزشهايي هستند كه راهنماي عمل سياست گذاران اجتماعي قرار ميگيرند . در اين خصوص همواره انديشيدن در باب هنجارها و بايد و نبايدهاي ارتباطات از دلمشغولي هاي انديشمندان ارتباطات بوده است که نظريه هاي هنجاري اقتدارگرا ، مشاركتي ، توسعه بخش ، كمونيست روسي ، ليبرالي ، حاصل اين تلاش ها بوده است.مع هذا در عصر جهاني شدن ارتباطات ، اين نظريه ها كه بر مبناي دولت ـ ملت ها تدوين شده است ، نمي تواند راهنماي عمل انديشمندان باشد .  

   امروزه بايد به سراغ نحله هاي فكري بود كه بتواند ارتباطات را در پيوند ميان ملت ها ، دولت ها و شركت هاي بزرگ اقتصادي در نظر آورد.در حقيقت در عصر جهاني شدن ارتباطات ، انديشمندان بايد بكوشند تا اطلاعات و ارتباطات را از در افتادن به ورطه بحران هاي بزرگ و جنگ و بد فهمي رهايی دهند. در واقع با دوری از توجه صرف به جنبه هاي اقتصادي عصر جهاني شدن , ارتباطات و اطلاعات می تواند ارزشهايي را به ارمغان آورد که رهايي بخش باشد.

   بايد باور داشت که جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات , می تواند به جاي جنگ ميان فرهنگ ها و ملتها ، عامل نزديك ساختن انسانها و فرهنگها به يكديگر گردد.اين امر زماني ميسر مي آيد كه انديشمندان حوزه ارتباطات قادر باشند به تاجران معبد و آنهايي كه فنون ارتباطات را در خدمت منافع اقتصادي و فرهنگي خويش گرفته اند ، بشورند و دگم انديشان حوزه هويت و فرهنگ را از پيوند ميان ارتباطات و دنياي انساني ، آگاه سازند.

 

/ 1 نظر / 16 بازدید
عباس اسدی ـ فرانسه

آقای نی ستانی عزیز! اندیشمندان ارتباطات چگونه می توانند علبه تاجران معبد و صاحبان فنون ارتباطی بشورند ؟ در حالی که اکثر صاحبان فنون ارتباطی کسانی هستند که رسانه ها را در جهت منافع شخصی خود بکار گرفته اند و هیچ گاه هم دوست ندارند تا به اندیشه های گوش دهند که آنها را به دست کشیدن از منافع فردی در برابر منافع جمعی فرا می خوانند . غول رسانه های بهترین نمونه در باره هستند.