جهاني شدن ديگر

 
 
نویسنده : محمد رضا نيستاني - ساعت ۳:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳۸۳
 

 

در عصر جهاني شدن اطلاعات ، جهان به نفع اغنيا چرخيده است

 

آنچنانكه در مباحث گذشته تبيين شد ،جهاني‌شدن ارتباطات  ، از مباني و اصول اجتماعي و فرهنگي خويش بازماند و در چمبره اقتصاد گرفتار آمد.در واقع ، جهاني شدن ارتباطات به جاي آنكه ملت ها و فرهنگ هارا به هم نزديك كند و عامل رهايي و گشايش گردد ، سبب فقر و دور شدن بيشتر ملت ها از يكديگر شد و منطق دروني سرمايه داري كه تكيه بر انباشت سرمايه داشت در حوزه ارتباطات هم رخنه كرد . و نتيحه آن گرديد که بين فرهنگ هاي به جاي تفاهم و گفتگو ، تضاد و تداخل رخ دهد.

  در واقع نقش هنجاري ارتباطات ناديده انگاشته شد و به نقش كاركردي آن توجه گرديد.نقش كاركردي در حقيقت به اين امر برمی گشت كه همه چيز داد و ستد مي شود و جهاني شدن ارتباطات  به عنوان ابزاري در خدمت اين فرايند قرار گرفت.

 با تحقق نقش کارکردي  ، اقتصاد شاخصه اصلي  ارتباطات به حساب آمد و نقش هاي ديگر آن به وادي فراموشي سپرده شد. در واقع انقلاب‌ تكنولوژيك‌ در عرصة‌ ارتباطات، مرزهاي‌ سرزميني‌ را از ميان برد و‌ روند جهاني‌شدن‌ را شتاب‌ بخشيد. سرمايه‌داري‌ جهاني‌ ،‌ فن‌آوري‌هاي‌ حساس‌ ارتباطات‌ و رايانه‌ را در انحصار خود گرفت و شبكه‌هايی ارتباطی  همچون  سي.ان.ان. را مظهر قدرت های نو ظهور ارتباطی گرداند. در واقع ماهواره‌ها و شبكة‌ اطلاعاتی همانند سي.ان.ان.، ‌ به‌ ابزارهايي‌ براي‌ سيطره بر دولت ها و ملت هاي جهان تبديل شد.به گونه ايکه مالدين آلبرايت به طنز اين شبکه را عضو جديد شوراي امنيت ناميد .    

   بنابراين بر عكس گذشته كه استعمار برآمده از دولت ها بود ، استعمارگران جديد ، شركت هاي بزرگ جهان بودند كه به مدد رسانه هاي ارتباطي ، اسب سركش سرمايه داري را بر پيكره مردم ضعيف دنيا مي دواندند. كمترين نتيجه اين سركشي ، ابزاري نمودن ارتباطات بود . اگر ديروز اميد آن ميرفت كه جهاني شدن اطلاعات ، تقابل ميان فرهنگ ها و تمدن هاي بشري را از ميان ببرد ، اين اميد   در آستانه فروريختن قرار گرفت.

  در واقع ،امروزه شركتهاي بزرگ دنيا كه اساسا در ايالات متحده آمريكا ، اروپا و ژاپن واقع شده اند ، مسبب فروپاشي ارتباطات جهاني بوده اند و بالطبع در اين وادي ، سكوت نخبه گان و روشنفكران جهان بي تاثير نبوده است . اما ارتباطات نقش كاركردي خويش را که سود و داد و ستد بيشتر بود ، به خوبي ايفا نمود و نتيجه در خوري عايد سوداگران جهاني داد. در سال ۱۹۶۰ ، درآمد ۲۰٪ از افراد ثروتمند دنيا ، سي برابر ۲۰٪ فقرا بود. امروزه اين وضعيت به مدد جهاني شدن ارتباطات !!تغيير كرده است. درآمد ثروتمندان نسبت به فقرا در سحرگاه قرن بيست ويكم ، نه سي برابر ، بلكه هشتاد و دو برابر شده است. بانك هاي بزرگ با سرمايه در گردش هزار ميليارد يورويي ، بيش از توليد ناخالص ملي يك سوم جهان ، سرمايه اندوخته اند. از ميان شش ميليارد جمعيت دنيا ،۵۰۰ ميليون در آسايش زندگي مي كنند ، در حاليكه ۵/۵ ميليارد در فقر و نيازند. حتي در كشورهاي ثروتمندي چون ايالات متحده آمريكا ، ۳۲ ميليون افراد داراي اميد به زندگي پايين تر از ۶۰ سال ، ۴۰ ميليون بدون بيمه و حمايت پزشكي و ۴۵ ميليون پايين تر از آستانه فقرند. در اروپا به هنگام شكل گيري يورو ، ۵۰ ميليون فقير و ۱۸ ميليون بيكار وجود داشته است.اين در حاليست كه سرمايه پانزده ثروتمند جهان ، بيش ازتوليد ناخالص بخش عظيمي از كشورهاي آفريقايي است. هر يكي از شركتهاي بزرگ ،بيش از صادرات هر كدام از ۱۲۰ كشور بسيار فقير ، فروش دارند. اين شركت ها ۷۰٪ تجارت جهاني را تحت كنترل و سيطره خويش دارند و با قدرت خود بر تصميمات سياسي و حكومتي كشور ها فشار مي آورند. در واقع در عصر جهاني شدن اطلاعات ، جهان به نفع اغنيا چرخيده است. در چنين اوضاعي آيا مي توان سخن از ارتباطات جهاني و گفتگوي بين فرهنگ ها به ميان آورد . به نظر مي آيد تنها فنون ارتباطات با تاکيد بر بعد هنجاري است که مي تواند نقش رهايي بخش و تفاهمي ميان ملت ها و فرهنگ ها را بازي كند. در گفتار آينده از بعد هنجاري ارتباطات بيشتر سخن خواهيم گفت .


 
comment نظرات ()