جهاني شدن ديگر

 
 
نویسنده : محمد رضا نيستاني - ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸۳
 

 

 جهاني شدن اطلاعات و سيطره تکنيک بر فرهنگ

 

درگفتارپيشين بيان داشتيم که برای فهم اهميت بعد فرهنگی در ارتباطات، بايد  شاخص های خود ارتباطات را به ياد آورد. اين شاخص ها سه بعد را شامل ميشدند : فنی، سياسی و اجتماعی ـ فرهنگی. اگر بعد سياسی و فنی ارتباطات سريع و موازی تحول می يابد، بعد اجتماعی و فرهنگی بسيار پيچيده و به کندی پيش می رود. افراد و جوامع شيوه برقرار کردن ارتباط را کندتر از آن تغيير می دهند که ابزار را. لذا می بايست تغييری ناگهانی در سه سطح رخ دهد، اين تحول امروزه در سطوح فنی و اقتصادی اتفاق افتاده است، اما در سطح فرهنگی و اجتماعی که بسيار هم مهم است، ناپيداست.فنون و شبکه های ارتباطی برای افزايش درک متقابل ميان ملت ها بسنده نمی کند. به عبارت ديگر، پايان فاصله های فيزيکی، اهميت فاصله های فرهنگی را بر ملا می سازد. بنابراين سومين مرحله جهانی شدن که گمان ميرفت دنيا را بسی دوستانه و يک کاسه سازد، بر عکس ما را از تفاوت هايمان آگاه نمود. اين گسستگی ارتباط از کجا آب می خورد؟ از اين حقيقت که گيرنده گان اطلاعات در يک فضا ـ زمان مشابه فرستنده گان سير نمی کنند.

 بامداد قرن بيست و يكم ، گسيختگي ميان اطلاعات و ارتباطات را متبلور ساخت. مشكل آغاز اين سده ، طرد همديگر و نپذيرفتن همزيستي مسالمت آميز از سوي جهانيان است. غرب در گذشته ، از تفاوت بين فرهنگ ها آگاهی داشت ، ولي بر اين باور بود كه اطلاعات يكسان از سوي همه مردم ، پذيرفتني خواهد بود. اكنون بر اين تضاد معرفت پيدا كرده است كه ميان اطلاعات و ارتباطات ، شكاف درگرفته است. اين واقعيت تجربي را اين بشر، گاهي دردمندانه در سطح دولت ـ ملت ها به چشم ديده بود و اكنون اين تضاد را به وضوح درسطح جهاني نظاره گر است.  

  بايد دانست كه امروزه يك الگوي خاص جهاني از اطلاعات ـ در حقيقيت الگوي غربي ـ و پيوند ميان ارتباطات و اطلاعات است كه فرو مي ريزد. اين بدان خاطر بوده است كه اين پيوند ، ديگر آن ضرورت خود را هرگز ندارد. از زمان پايان كمونيسم و توجيه انبوه اطلاعات از جنبه اقتصادي ، پيوند بين اطلاعات و پذيرفتنش از سوي گيرنده گان به سستي گراييده است. به ديگر كلام ، ارتباطات نه برتکنيک و اقتصاد ، بلکه بر روابط تكيه دارد و همواره شرايط پذيرش پيام را به پرسش مي خواند.

  اكنون اين پرسش بنيادين قابل طرح است كه مشكل جهاني شدن اطلاعات و ارتباطات از چه برميخزد. پاسخ كاملا روشن است ، از تقابل روزافزون ميان فرهنگ ها و بينش هاي جهان .  مردم غرب اين واقعيت را به نکويی درمی يابند زيرا كه آنها ، زندگي با فرهنگ هاي گوناگون را تجربه كرده اند و تقريبا بهتر اين تقابل را مي فهمند . به ديگر سخن ، متوجه تنوع ارزشها هستند و به عينه ، تمام آنچه كه مردم را در قلمرو مذهبي ، سياسي و فرهنگي از هم جدا مي سازد را ديده اند.

   اما دولت مردان غرب در صبح ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از « خواب سنگين » برخاستند و دريافتند كه بيشماري از كشورها با ارزش ها و فرهنگ غرب هم عقيده نيستند و هرچه اين كشورها در بازار اطلاعات داخل مي شوند ، بيشتر بر تفاوت هاي خود پا مي فشارند. در واقع ، بر دشمني شان بر غرب تاكيد مي كنند. جهان محدود است ، اما ديدگاه ها در باب جهان نامحدود. اين گوناگوني خود را در اطلاعات باز مي يابد كه سبب تشديد سوء تفاهمات شده و به نفرت ميان شمال و جنوب ، عمق بخشيده و بروز نارضايتي مي كند.  

    تمامي مشكلاتي كه در اينجا خود نمايي مي كند ، حالت هاي گذر از اطلاعات ( پيام ) به ارتباطات ( روابط ) است. ميان اين دو فرهنگ واقع شده است. يعني تفاوت ديدگاه درباب جهان. مساله بنيادين برخاسته از جهاني شدن اطلاعات چنين است : در چه شرايطي ، فرهنگ ها قادرند با همديگر زندگي كنند ؟ امروز ما شاهد وضعيت خويش هستيم. مشكل اصلي ، سياسي است. تاثير اطلاعات بر روي افراد چيست؟ هيچ نمي توان گفت . اگر اطلاعات سبب برقراري ارتباط نمي شود ، مع هذا اين اطلاعات بي اثر نيست . اما كدام اثر ؟ چگونه باور داريم كه ميليونها انسان با دسترسي به ميليونها اطلاعات ، بدان نمي رسند تا بينش خويش را از جهان تغيير دهند.ما تصديق مي كنيم كه اطلاعاتي كه هر روزه ارسال مي كنيم، موجب بسط بينش ما از جهان مي گردند ، اما هنوز ميان آنچه كه فرا مي گيريم و انتخاب شخصي مان ، تقابل وجود دارد. حتي تغييراتي بسيار عميقي كه ما خود بر آن آگاهيم. در واقع ، هنوز در سر ميليونها افراد ، گفتگويي دايمي است ميان جهاني كه آنها از فرهنگ و سنت هاي خويش به ارث برده اند با مفهوم جهاني كه آنها از طريق اطلاعات ارسالي تغيير داده اند.

      بعلاوه اين امر روشني است كه اطلاعات ارسالي از شمال ، باعث برانگيختن نظرات انتقادي مي شود. آدمي قادر نيست كه بي وقفه در معرض بسياري از اطلاعات قرارگيرد ، بدون آنكه داراي بينش انتقادي ازجهان نگردد. بدين دليل است كه  امروزه به خاطر سيطره ايالات متحده آمريكا در ارسال اطلاعات ، موج ضد آمريكايي در جهان ظهور مي يابد.

     تاريخ همواره تكرار مي شود. با تقليل انقلاب اطلاعات ، به يك مساله ساده فني و اقتصادي ، و بي عنايت به مشكل فرهنگي ،نخبه گان جهان از كنار سوژه گذشتند. در گذشته نيز ، نخبه گان با پيدايش راديو و سپس ظهور تلويزيون ، به رسانه هاي جمعي به عنوان ابزار مهم براي دموكراسي جامعه ، نگاه نكردند. امروزه اطلاعات با تجارت و بازرگاني مترادف فرض مي شود. در واقع ، در ارتباطات ، هرگز به روابط دو جانبه و درك متقابل ، نگاه درخوري نبوده است. اين در حاليست كه بدون شناخت ، ارتباطي وجود ندارد. يعني بدون قابليت از صافي گذراندن اطلاعات و طبقه بندي آنها ، ارتباط تحقق نمي بابد. اين نكته را غرب به نكويي در اينترنت از ديده گذراند ،غرب ساده لوحانه مي انديشيد كه اينترنت بيانگر برتري آشكار الگوي غربي اطلاعات و دموكرسي است ، درحاليكه دراين روزگار چشمان مان گواه است كه اينترنت مي تواند با كارايي مهيب تر و وحشتناك تری از سوي تمامي رژيم هاي ديكتاتوري و جنبش هاي تروريستي ، وارونه كارگر افتد.

       ديروز با مردمي همگن و متجانس و فنون خوش ساخت ،برقراري ارتباط ميسر بود ، اما امروز ورق برگشته است ، و اين آن چيزي است كه از سوي نخبه گان در طول اين پنجاه سال ، ناچيز شمرده شده است. از اين پس ارتباطات رجعت خواهد كرد و خود را به مثابه مساله اي بنيادين بر اين نخبه گان تحميل خواهد نمود. براي نمونه مشكل ارتباطات در اين روزگار اينست كه چگونه با فرهنگ هاي متعدد به گفتگو نشينيم كه مورد رضايت آنها واقع شود. چگونه بايد وارد ديالوگي شويم كه آنها پذيراي آن باشند و تمايلي به پاسخ دادن از خود نشان دهند؟ وانگهي اين سوال پابرجاست كه در چه شرايطي غرب ، ديدگاه ها و اطلاعات نوظهور در عرصه اطلاعات را مي پذيرد ( ببينيد واكنشهاي پديد آمده از سوی غرب به خاطر حضور شبكه الجزيره در جنگ افغانستان و عراق ).

    در حقيقت ، امروزه ما شاهد يك شكاف در نظام ارتباطات هستيم. که تكنيك بر فرهنگ چيره شده است ، در واقع غلبه و سيطره اقتصاد با رشد صنايع بزرگ فرهنگي همراه شد و بتدريج تمامي بخش هاي فعاليت هاي ارتباطي ( فيلم ، تلويزيون ، موسيقي ، نشر يات ، مطبوعات و نرم افزارها ) را در خود بلعيد. بدون عنايت به تمامي ملاحظات سياسي و بدون آنكه در اين وادي كسي به خاطر خطراتي كه متوجه دمكراسي ميشد ، هراسي به خويش راه دهد. به اينجا رسيد : بيست سال ايديولوژي آزاد و بي قاعده در عرصه ارتباطات.

   آغاز قرن ۲۱ با فروپاشي سازمان تجارت جهاني و ديگر سمبل هايش ، فروپاشي اين نوع ارتباط را بر ملا ساخت و سرانجام با پديد يي رخدادهاي تروريستي ، غرب زيانهاي ليبراليسم در حوزه فرهنگ و ارتباطات را دريافت و به اين مساله پي برد كه تمام اين خسارت ها از دو عمل سياسي آب مي خورد : نخست اينكه در ميان كشور هاي ثروتمند , کمترين احترام به فرهنگ هاي متعدد صورت گرفته است و دوم آنكه در گفتگو ميان شمال و جنوب ، ما ناظر يك نوع عدم توازن در جريان ارتباطات بوديم. زيرا در امر ارتباطات ، تنها مساله توليد و پخش انبوه اطلاعات نيست. بلكه  مردم و جوامع بايد پذيراي اين اطلاعات باشند. و اكنون ما به وضوح مي توانيم تقابل ميان فرهنگ و سياست را با تکنيک و اقتصاد دريابيم.در اين جريان ، شمال پنجاه سالي است كه با دستيابي به فن آوری اطلاعات ، فقط به همين انقلاب تكنيكي نگاه كرده است .انقلابي كه به طور طبيعي با فرهنگ غربي همگون و همساز بوده است.

 


 
comment نظرات ()